۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

بازاندیشی در جایگاه ایران؛ چرا تهران قدرت منطقه‌ای نیست؟

 

شاهو حسینی

بدون تردید قدرت منطقه‌ای زمانی شکل می‌گیرد که یک دولت بتواند مجموعه ظرفیت‌های مادی و غیرمادی خود را به نفوذی مؤثر، پایدار و قابل بازتولید در محیط پیرامونی تبدیل کند. در این چارچوب، صرف برخورداری از منابع سخت‌افزاری نظیر توان نظامی، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، جمعیت قابل‌توجه و ظرفیت‌های فناورانه، به‌تنهایی ضامن تحقق قدرت منطقه‌ای نیست. قدرت واقعی در نقطه تلاقی این دو ساحت و در توان دولت برای ترجمه این ظرفیت‌ها به قابلیت اثرگذاری بر محیط راهبردی خود پدیدار می‌شود. از این منظر، معیار اصلی قدرت منطقه‌ای نه انباشت صرف امکانات، بلکه توان تبدیل این امکانات به نفوذی است که سایر بازیگران را ناگزیر به لحاظ‌کردن آن در محاسبات راهبردی‌شان کند. مسئله ایران نیز دقیقا در همین نقطه قابل‌بررسی است؛ کشوری که اگرچه از برخی مؤلفه‌های سخت قدرت و ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی قابل‌توجه برخوردار است، اما شکاف میان منابع موجود و توان تبدیل آن‌ها به نفوذی پایدار، بازادارندە و پیشگیر در ظهور تهدید، همراه با عدم مشروعیت و مقبولیت‌داخلی، محدودیت‌های اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی، ناپایداری نهادی و هزینه‌های فزاینده سیاست خارجی، مانع از آن شده است که تهران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای تثبیت‌شده و باثبات در نظام منطقه‌ای شناخته شود.



قووڵایی ستراتیژی لە دەرەوەی سنوورەکان؛ پێگەی حیزبوڵڵا لە مێعماری ئاسایشی نەتەوەیی کۆماری ئیسلامیدا

  شاهۆ حوسێنی لە گوتاری فەرمیی کۆماری ئیسلامیدا، چەمکی ئاسایشی نەتەوەیی لە تێگەیشتنێکی کلاسیکیی سنووردارەوە بۆ تێگەیشتنێکی تۆڕیی(شبکەای) و...